مواقعی که اهداف و علایق شما با اهداف و علایق والدینتان تعارض دارد چه تصمیمی میگیرید؟ آیا رضایت پدر و مادر برای شما مهمتر از دنبال کردن اهدافتان است؟ و یا به دنبال علایق خود رفته و از والدین فاصله میگیرید؟

در یک فایل صوتی به این موضوع پرداختم ادامه مطلب ...
| انسانها معمولا با عقل خود فکر میکنند، ولی گاه در تحریف شناختی با احساس خود تفکر میکنند و به نتیجهای میرسند که منفی است. مثلا فرد میگوید احساس گناه میکنم، پس حتما کار بدی را انجام داده ام، در حالیکه احساس نمیتواند نشان دهنده واقعیت باشد و برای قضاوت درباره خود و دیگران باید عقل و منطق خود را بکار انداخت. استدلال هیجانی یعنی استدلال نه براساس منطق، بلکه براساس هیجان. فرض را براین می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده عین واقعیت است. "از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم ، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است". "احساس می کنم کودن هستم، پس واقعا کودن هستم". افرادی که چنین تفکراتی دارند، استدلال های ذهنی – عاطفی خود را برابر با واقعیت می دانند. | ![]() |
مبحث خطای تفکر «استدلال هیجانی» در قالب پادکست
ادامه مطلب ...سوال شده:
امروز در کانال دکتر هولاکویی مطلبی رو پست کرده بودند که ازدواج دوای هیچ دردی نیست مخصوصا تنهایی میشود شما بفرمایید منظور از ازدواج چیست و کسایی مثل من که فکر میکردم ازدواج دوای تنهایی است رو راهنمایی بفرمایید
ادامه مطلب ...
پرسیده شده:
من چند وقته افکار منفی خیلی شدید به سراغم میاد که این افکار مربوط به بچم که 1 ساله نیمه هست میشه.افکاری که واقعا وحشتناکه.اینکه تو ذهنم میاد که از بلندی به پایین پرت کنم این افکار وحشتناک باعث شده که حس کنم بچم دوست ندارم و از مرگش ناراحت نمیشم یه موقع هایی این فکرها هست یه موقع خوبم و مثل همه مادرا عاشق بچمم.خواهشا راهنمایی کنید این افکار زندگیمو مختل میکنن.
همش با خودم درحال جنگ هستم جوریه که حاضرم بمیرم ولی این افکار رو نداشته باشم دوست دارم پسرم و دوست داشته باشم و براش بمیرم اما وقتی اینجوریم برعکس.این هم بگم که 25 سالمه
ادامه مطلب ...

سوال شده:


در این فایل صوتی سعی کردم دلایل مختلف اهمالکاری (Procrastination) و به تاخیر انداختن کارها تا لحظه آخر رو به اختصار توضیح بدم
ادامه مطلب ...
فایل صوتی در مورد خطای تفکر مقایسه های ناعادلانه (unfair comparisons)، یک خطای شناختی که باعث احساس ناامیدی، افسردگی و اضطراب می شود. چرا از دیدن شکست دیگران احساس خوشحالی و گناه میکنیم؟! چرا هرچقدر موفقیت بدست میاریم حالمون خوب نمیشه؟!
ادامه مطلب ...چرا بعضی افراد نمی تونن از یک رابطه عاشقانه ناسالم بیرون بیان؟
چرا برخی از اشخاص با هر پیشامد و اتفاقی خودشون رو مقصر می دونن؟

در فایل صوتی امروز مبحث خطای تفکر «شخصی سازی» (Personalization) و سرزنشگری (Blaming) رو بررسی کردم:
ادامه مطلب ...در بحث امشب در مورد دو تا از خطاهای شناختی «نادیده گرفتن جنبه های مثبت» و «فیلتر منفی» که میتونیم هر دو رو نوعی «توجه انتخابی» در نظر گرفت آشنا می شیم
ادامه مطلب ...
تبلیغات و آگهی یک مثال خوب از این تاثیر است. شما حتی اگر هیچ توجهی به بیلبورد تبلیغ یک برند فست فود کنار ایستگاه اتوبوس نداشته باشید، مغز شما ممکن است خارج از آگاهی شما در حال پردازش اطلاعات آن باشد.
بعدا وقتی شما تصمیم گرفتید به جای صرف شام با دوستتان به یک فست فود بروید، شاید متوجه نباشید بیلبورد تبلیغ فست فودی که نیم ساعت پیش دیدید روی تصمیم شما تاثیر گذاشته است.
در تحقیقی که اخیرا در دانشگاه ملبورن انجام شده، این پدیده بررسی شده است. بخصوص پژوهشگران علاقمند بودند بدانند مغز ما کدام نوع اطلاعات محیطی را برای ما جمع آوری می کند.

برای انجام این کار به شرکت کنندگان در آزمون یک سری عکس در پس زمینه محدوده دیدشان نشان داده شد درحالیکه خودشان مشغول انجام کار نامربوط دیگری بودند. عکس ها مربوط به چیزهای روزمره بود مثل غذا، تعاملات اجتماعی، پول، اتومبیل و غیره. بعد از اینکه کار آنها تمام می شد بار دیگر آن عکس ها به آنها نشان داده می شد در حالیکه از طریق EEG فعالیتهای مغز آنها تحت نظر قرار داشت. وقتی عکس ها به آنها نشان داده می شد از آنها می خواستند تا راجع به عکسها فکر کنند و به آنها می گفتند: عکس ها چقدر برای آنها هیجان برانگیز است؟ و آیا با دیدن عکس ها به یاد آینده می افتید یا زمان حال؟
نتایج تصاویر پردازش شده مغز شرکت کنندگان نشان داد کسانیکه قبلا عکس در محدوده دید آنها قرار گرفته بود، هنگام مشاهده عکس، هیجان و زمان پاسخدهی متفاوتی را نسبت به محرک نشان دادند. به زبان ساده تر عکس ها توانستند به کمک این دو فاکتور، قضاوت افراد را تحت تاثیر قرار دهند.
این تحقیق و تحقیقات مشابه به ما نشان می دهد ما چقدر تاثیر فرآیندهای ناهشیار موثر بر تصمیم گیری هایمان را ناچیز شمرده ایم.
جالب اینکه تصمیمات پیچیده تر بیش از تصمیمات ساده تحت تاثیر این مکانیسم مغز قرار می گیرند. مثل وقتی که در مورد خرید یک خانه یا تغییر شغل تصمیم می گیریم.
این دیدگاه نسبت به عملکرد مغز ممکن است که ما را نگران و مشوش کند چون به نظر می رسد ما هیچ کنترلی بر تصمیمات خود نداریم. اما درست است که ما در مورد اینکه مغزمان کدام اطلاعات محیط را دریافت می کند دخالت چندانی نداشته باشیم ولی این انتخاب خود ماست که در چه محیطی قرار بگیریم.
این توضیحات نشان می دهد که مثلا چرا شخصی که در حال ترک سیگار است نباید در جمع سیگاری ها قرار بگیرد یا فردی با اختلال گمبلینگ بهتر است مسابقات پوکر تلویزیون را تماشا نکند.
همچنین شما هرچقدر بیشتر تکانشی (بدون فکر کردن به عواقب) عمل می کنید و هرچه خطرپذیری شما بالاتر است، بهتر است خود را در محیط و میان افرادی قرار دهید که همیشه شما را وادار به فکر کردن در مورد عواقب کارها می کنند. این درست است که مغز ما مثل یک ماشین با عملکرد اتوماتیک است اما ما خودمان می توانیم معین کنیم تا چه نوع سوختی به این ماشین برسد.
جهت مطالعه بیشتر:
How to help take control of your brain and make better decisions
خطای تفکر «تعمیم افراطی» رو در یک فایل صوتی کوتاه مورد بررسی قرار می دیم
ادامه مطلب ...
دوستان زیادی در مورد پایان رابطه عاشقانه از من سوال می پرسند. اینکه چگونه به یک رابطه خاتمه دهیم؟ چطور شخص مورد نظر رو فراموش کنیم؟ اینکه چطور حالمون خوب بشه؟! و سوالهای خیلی زیاد دیگه
در این فایل صوتی سعی کردم مطالبی رو در رابطه با فرایند جدایی در روابط رومانتیک و ازدواج بصورت کلی توضیح بدم.
ادامه مطلب ...
خطای شناختی یا خطای تفکر «فاجعه سازی» (catastrophizing) یکی دیگر از مشکلاتی است که از طریق آن ناخواسته برای خود مشکلات و گرفتاری های ذهنی، روانی و عاطفی ایجاد میکنیم.
ادامه مطلب ...
زمانهایی پیش میاد برای فرار از حال بد خودمون، از احساس تنهایی مون، از مشکلی که باهاش روبرو شدیم، از شرایطی که به اجبار توش گرفتار هستیم، از اضطراب و نگرانی مفرط و بیمارگونه مون،....
معتاد می شیم
اعتیاد لزوما به مواد مخدر نیست
اعتیاد به خوردن
اعتیاد به گوشی تلفن
اعتیاد به شبکه های اجتماعی
اعتیاد به تخیل
و....

اعتیادهای ما می تونه حالت مثبت داشته باشه مثل:
اعتیاد به شغل و کار
اعتیاد به درس و مطالعه
اعتیاد به تفریح و لذت صرف
وقتی در یکی از جنبه های زندگیمون داریم افراط می کنیم (تحت شرایط خاص رو نمیگم) باید دقت کنیم تو زندگی داریم از چه چیزی فرار میکنیم...
صحبتهای کوتاه من در مورد یک خطای تفکر موسوم به تفکر دوقطبی (dichotomus thinking) و گرفتاری هایی که به دنبالش میاد...
ادامه مطلب ...
از سخت ترین اتفاقات زندگی از دست دادن شخصی است که او را دوست می داشتید. اما سخت تر، وقتی است که آن شخص به اختیار خودش با زندگی خداحافظی کرده. اگر شما یکی از بازماندگان شخصی هستید که خودکشی کرده است بدون شک روزهای سختی را سپری کرده اید. همچنین سوالات زیادی ذهن شما را درگیر کرده است.
اولین و بزرگترین سوالی که ذهن را به خود مشغول می کند این سوال کوتاه است: «چرا؟؟»

خیلی از ما انسانهای منطقی هستیم و «باید» برای هر رویداد یک دلیل منطقی و قانع کننده بیابیم. و اگر چنین توضیح و دلیلی پیدا نکنیم بهم می ریزیم و آشفته می شویم. خودکشی یکی از آن چیزهایی است که خیلی از بازماندگان جواب قانع کننده ای برای آن نمی یابند.
جستجو کنید!
در میان وسایل شخصی فردی که خودکشی کرده است ممکن است یادداشت یا نشانه ای پیدا کنید که دلیل خودکشی او را توضیح دهد. و یا ممکن است پیش از مرگ با یکی از دوستان و نزدیکان حرفهایی عجیب و کنایه آمیز زده باشد که سرنخ هایی به شما بدهد.
خطر بزرگ!
وقتی که جواب چرای شما مشخص نشود همیشه به یک وسواس فکری ختم می شود: من مقصر بودم! کوتاهی از من بود! این بزرگترین خطری است که بازماندگان را تهدید می کند. ولی بدانید حتی اگر شما بتوانید از طریق گفتار و کردار خود شخصی را تحت تاثیر قرار دهید هیچگاه نمی توانید آزادی عمل یک شخص را صلب کنید. بزرگترین روانشناسان هم خیلی وقتها از قانع کردن یک شخص افسرده عاجز می مانند.
برای یک سوگ عظیم آماده باشید!
یک چیز را بعد از مرگ ناگهانی نزدیکانتان به ذهن بسپارید و آماده کنارآمدن با آن باشید: شما یک دوره غم و رنج و درد و ناراحتی و سوگواری در پیش رو دارید. هیچ گریزی از آن نیست. دورانی دردناک و رنج آور که با آغوش باز باید از آن استقبال کنیم. خطر بزرگ این است که از سوگواری فرار کنیم. اینجاست که این رنج انسانی تبدیل یه یک احساس گناه، یک احساس افسردگی مزمن، یک خشم سرکوب شده و یا یک درد مزمن جسمی می شود و تمام زندگی ما را از آن ببعد تحت تاثیر قرار می دهد.
شما تنها نیستید!
سوگ و غم از دست دادن، یک احساس طبیعی برای تمام انسانهاست که در طول زندگی بارها تجربه می کنند. سوگ نهایی می ماند برای بازماندگان خودمان بعد از مرگمان! این سیر طبیعی زندگی سخت ماست. بدانیم و آگاه باشیم که زندگی همواره سخت است و همراه با درد و رنج. می توانید جستجو کنید و سایر دردمندان را پیدا کنید و پای صحبتهای آنها بنشینید. گروه هایی هم هستند که بصورت دوره ای گردهم می آیند و تنها نقطه اشتراکشان یک رنج و غم شبیه و مانند هم است. می توانید به این جمع ها بپیوندید.
به زندگی عادی برگردید
حتما کار سختی است. حتما کار طاقت فرسایی است برگشتن به روال کار و زندگی روزانه. اما خود را مجبور کنید. با زندگی و کار و روزمره ها درگیر شوید. فکر نکنید این آخرین غم شماست. به زندگی روزانه خود بازگردید ولی از صحبت در مورد حادثه ناراحت کننده با دیگران نترسید. غم و درد خود را بیان کنید و به زبان بیاورید.
یک لباس زنانه سراسر جهان مجازی را درنوردیده و مردم سراسر جهان را به دو قطب متضاد تقسیم کرده است!

یک عده این لباس را به رنگ طلایی و سفید و عده ای به رنگ آبی و مشکی می بینند. طبق معمول در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی فارسی هم سیل شایعات همراه با این عکس به راه افتاده مثل این ادعای غلط که رنگ لباس مربوط به فعالیت نیمکره های مغز است و این رنگها افراد راست مغز و چپ مغز را از هم متمایز می کند!

حقیقت این است که دیدن رنگ متفاوت توسط افراد مختلف به یک پدیده روانشناختی به نام colour constancy برمیگردد. ادراک ما از یک رنگ ثابت بسته به نور محیط و رنگ محیط اطراف تغییر می کند. همین!!
شما اگر این لباس را به هررنگی دیده باشید با مشاهده آن در ساعات مختلف روز و شب شاید به رنگ متفاوتی ببینید.